تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : admin
تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393
نظرات





به خاطر شادروان حسن میرزایی


از بد حادثه ما نبودیم

وقتی که تو شعر و آوازت را خواندی

ما نبودیم که تماشا کنیم

در کدام ساعت عقرب ها چرخیدند

و طوفانی که همیشه ما را به تماشا می خواند

چون گردبادی افسانه ای به آسمان رفت

هیچ کس نبود و نخواند و نبارید این داستان غریب را 

جز درختی ابدی

با چند پرنده ی غریب

که حیران مانده بودند

در این دنیا شگفت این کیست که آواز می خواند

و می سراید شعر

و میان دندان هایش

جزیره ای نو بالا زده است


این کیست که از بستنی و ساندویچ و موبایل

و جامه های راه راه گذشته است

این کیست که جز عکس دخترش میان چشمانش نیست

و باغ هایی تماشا می کند که این سوی دنیا نیست

آه ما نبودیم 

ساعتی که دست هایت در خت شدند

و درخت و آب را دیدند

و عقرب ها وارونه چرخیدند

و تو خواب را دیدی

و آرامش را پسندیدی

و میان چشمانت جز دخترت کسی نبود

و شعر هایت یکی یکی از میان جزیره پرواز کردند

و تو بخار شدی


برچسب‌ها: عقربه ها , عقربهها ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو